محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
398
تحفه خانى ( فارسى )
برهم زده بايد برداشت و اگر با عسل سازند عسل صافى كه موم ازو گرفته باشد او را حاجت بقوام آوردن نيست زيرا كه غليظ است بايد در آتش نهاد تا گرم شود و بعد از آن ادويه در آن خلط كرده نيك برهم زده بايد برداشت و مقدار خوردن ازين معجون بر نهار يك مثقال است و اگر خواهند كه باعتدال آيد در غلظت و رقت برابر تمام ادويه قند و يك برابر تمام ادويه عسلى سازند و اين بهتر است و اما اگر سبب ضعف سوء المزاج معده برودت و يبوست با ماده باشد و ماده سودا باشد علامت او حرقت معده است و بسيارى شهوت طعام با ضعف هاضمه و بسيارى نفخ در معده و ترشى طعم دهن و زردى رنگ رو آميخته بسياهى و غلظ بول و سواد او و بطو نبض و دير حركت كردن او و صغر او و تواتر او بزرگى سپرز و حدوث قئ ترش كه سبب كندى دندانست و خشكى زبان و بسيارى عطش و قلت آب دهن و لين طبيعت احيانا و در بعضى اوقات و علاج درين مقام تنقيه معده است بقى كردن به آنچه مذكور شد و اسهال به آنچه مناسب سودا است مثل حب افتيمون و يا مطبوخ او و جلاب هر صباح از شربت بادرنجبويه ده درم به آب گرم بر نهار و غذا نخودآب با شيرهء تخم معصفر و ملازمت اطريفلات و گلقندها كه از قند باشد يا باديان رومى و يا باديان معروف و گرم ساختن معده و تقويت او بگوارش زيره و گوارش زيره به اين صفت بايد ساخت زيره مدبر در سركه صد درم زنجبيل بست درم فلفل ده درم نانخواه و برگ سداب خشك هريك پانزده درم مجموع ادويه كوفته و پيخته و به مقدار تمام ادويه عسل صافى آميخته نيك خلط كرده بايد برداشت و به قوت حاجت مقدار خوردن يك مثقال است . و اگر سبب ضعف معده سوء المزاج رطب بىماده باشد علامت او بسيارى آب دهن است و قلت تشنگى و تنفر از اغذيه رطبه و چربيها و حدوث غثيان در اكثر اوقات و تقلّب نفس كه مراد به آن قى متعاقب است و سرعت